![]() |
![]() |
|
| entezar1163.blogfa.com خبر آمد خبری در راه است |
|
به نام خدا
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم دوباره سلام امروز میخوام ادامه داستانم و بنویسم البته با دلگرمی شما صحنه دوم 3خرداد ساعت 9:00 سینا(رییس ستاد رای اولی های میر حیسن):سلام هانی خوبی؟پس اومدین کنار ما!(رفیق فابریکمه قبل از اینکه با هام بد بشه) هانی:سلام داش سینای خودم ،آره خب داداش اومدیم کنارتون البته دعوا نداریم (بعد از 24 ساعت ستاد و آماده کردیم برای کارهای تبلیغاتی ) 4خردادساعت 18:00 هانی:بچه ها امشب باید ستاد و افتتاح کنیم فقط یه مشکل بزرگی داریم یکی از بچه ها:هانی غمت نباشه هر چی باشه حل میکنیم.حالا چی هست؟ هانی:هیچی عمو ،همه چی حله!!!! فقط پول نداریم. یکی از بچه ها:من 3000تومان دارم میزارم وسط یکی دیگه از بچه ها:منم 5000تومان دارم یکی دیگه:2000تومان و .... هانی:بچه ها این پولها معلوم نیست که دوباره بهتون برگرده یا نه .اجبارتونم نمیکنم همه بچه ها:بیخیال پول (....)رو عشقه(نگفتم کی که تو خماریش بمونی) هانی: (بیچاره هنگ کرده از کار بچه ها) 4خردادساعت 21:30 مراسم افتتاحیه (هانی با بچه ها داره صحبت میکنه که یکدفعه از پشت تریبون صداش میزنند که به مهمونا خیر مقدم بگه اونم فقط چند ثانیه) هانی: سلام عرض میکنم خدمت همه مهمونای عزیز (از روبرو به هانی اشاره میکنند که سخنران هنوز نیومده یکم بیشتر صحبت کنه) (هانی یه چند دقیقه ای رو حرف میزنه که باز هم بهش اشاره میکنند که باید بیشتر حرف بزنه البته به 20 دقیقه نکشید که سخنران اومد ومراسم اونشب با خیر و خوشی تموم شد) 5خردادساعت 10:00 عاشق خدمت وجهاد ریشه کنه فقر و فساد موافق علم و جهاد .............نژاد هانی:همین آهنگ و بزارید پخش بشه
سینا(رییس ستاد رای اولی های میر حیسن):سلام هانی .اگه قراره که این آهنگ پخش بشه ما نمیتونیم تحمل بکنیم با هاتون برخورد میکنیم. هانی:علیک سلام داداش.کدوم آهنگ!؟ آها اینو میگی !!!خب میشه امروز ستادتون و ببندین؟! سینا(رییس ستاد رای اولی های میر حیسن):چی؟!! ببندیم !اصلا به تو چه هانی:خب داداشم به شما هم ربطی نداره !اصلا میخوای پوسترای میر حسین و بزنیم به درمون(آخه ستادمون هنوز شیشه نداشت) یکی از بچه ها :( بدوبدو اومد سمت هانی) هانی ،هانی،هانی هانی :جانم بگو چته ؟! دیو دیدی؟!! یکی از بچه ها: یه دختره که تمام صورتش سبز بسته اومد داره حرف میزنه! هانی:خب چیکار داره؟! یکی از بچه ها:بدو بیا ببین چی میگه هانی:سلام (با لبخند) دختره:خفه شو؛ کثافت هانی:جان؟!!!!!!!!!!!!(متحیره) دختره:شما به چه حقی اسم ستادتون و گذاشتید پشت کنکوری ها هانی:وای ،بچه هارو گفتم بیان از شما اجازه بگیرند نیومدند؟!! دختره:شما همتون احمقید برید گمشید (سرش و انداخت و رفت) هانی:(هانی از پررویی دختره چشاش داشت در میومد) پایان قسمت دوم بچه ها خوب و بدش ببخشید آخه همه روزا رو که نمیشه خوب باشه تا صحنه بعدی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 17:27 توسط محمدهانی |
|
|
به نام خدا ما زنده به آنیم که آرام نگیریم سلام سلام به همه بچه های وبلاگیه خودم مخصوصا بچه های که کامنت برام گذاشتن و خواستن تا این پست و براشون بزارم(زینب –زهرا-حسین-هوال-هدیه و...) اما نمیدونم از ته شروع کنم یا از سر،یعنی انتخابات. آها از اتنخابات شروع میکنم. فقط شاید چند قسمتی کنم پس باید حوصله و صبر داشته باشید.
راستی بچه ها چون کارم تئاتر هست پس تمام داستان و به صورت نمایشنامه مینویسم: صحنه اول شروع
20 اردیبهشت؟!! تلفن زنگ میخوره !آقای محمدهانی خیرالله پور هانی:بفرمایید خودم هستم تلفن:میخواستیم ازتون دعوت کنیم که تو جلسه شورای مرکزی ستاد میرحسین حضور داشته باشید هانی:(خیلی کنجکاو هست)باشه اگر وقت کردم 20 اردیبهشت ساعت 18!!! رییس ستاد میرحسین:سلام آقا هانی شنیدم خبرنگاری میخواستم ازتون دعوت کنم که به عنوان اعضای فعال ستاد رای اولی هافعالیت بکنید. هانی:مشکلی ندارم ولی یه چند تا سوال میکنم اگه قانع شدم حتما رییس ستاد میرحسین:بفرمایید هانی:اولا چرا میر حسین درزمان نخست وزیریش استعفا داد یا اگه داد چرا نامه استعفا رو به صدا و سیما داد اونم زمان جنگ هانی:دوما،چرا زمانی که 127 نفر نماینده مجلس 6 به رهبر نامه ی نوشیدن جام زهر دادن احساس خطر نکردن ولی الان میگن که دارند احساس خطر میکنند. رییس ستاد میرحسین:(لکنت گرفته) آ ه او ای (سرش و میندازه و میره) 21اردیبهشت ساعت 19 ساختمان مرکزی ستادمیر حسین موسوی دکتر کریمی اقتصاددان:چرا وزیر کشاورزی شماره موبایلش و به همه میده(چه ربطی به اقتصاد داره) هانی:تورم بنا بر نظر بانک پول جهانی زمانی که دولت به به احمدی سپرده شد 25.7 درصد بود چرا میگید 17 الی 18 درصد. دکتر کریمی اقتصاد دان:این خبرنگار و کی راه داده!! 22 اردیبهشت ساعت 9صبح (موبایل هانی زنگ میخوره ) هانی:بفرمایید پشت تلفن:اگه یک بار دیگه پا تو تو ستاد میر حسین بزاری پا تو قلم میکنیم(آزادی اندیشه یعنی همین) 28 اردیبهشت ساعت 22
(چند تا پشت کنکوری تصمیم گرفتند ستاد بزنند ) هانی:من همه جوره پایه ام یکی از بچه ها:ببین هانی باید این خرابه رو بکنیم ستاد هانی:پس،از فردا شروع میکنیم 29 اردیبهشت ساعت 7 صبح (تا 12 شب کار کردیم ولی صبح روز بعد دوباره همون وضع پیش آمد) 1خردادساعت 9صبح هانی :جور شد. یکی از بچه ها:چی جور شد؟!! هانی:جا برای ستاد پیدا کردیم خیلی عالیه فقط یه مشکلی داره . یکی از بچه ها:چه مشکلی خب بگو!!!!!!!! هانی:کنار ستاد رای اولی های میر حسینه
خوب بچه ها برای این هفته کافیه ادامه رو شما باید با نظراتون بهم دلگرمی بدید تا بنویسم |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 14:59 توسط محمدهانی |
|
|
سلام به همه بچه ها ی خوب وبلاگی من بعد از ۹ ماه آپ کردم
واما این ۹ماه: خیلی باحال بود از امتحانات پیش دانشگاهی گرفته تا انتخابات و کنکور. میخوام همه ی قضایا رو براتون بنویسم آخه خیلی جالبه ولی یه شرط داره شما باید تو کامنت هام بهم بگید که بگم یا نه راستی یه چند تا عکس از خودم ضمیمه پستم میکنم که ببینید این ۹ ماه چی گذشت به من.نظر یادتون نره..........
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 14:21 توسط محمدهانی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پیام مدیر وبلاگ
(محمدهانی) سلام به همتون خوش آمد میگم راستی باعضو شدن تو خبرنامه به ما کمک کنید که بتونیم خبر بروز شدن وبلاگمون و راحت تر به اطلاع شما برسونیم لطفا دل ما رو نشکونید |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|