تبليغاتX
زیبا ترین انتظار
entezar1163.blogfa.com خبر آمد خبری در راه است
 

خب بچه ها اینم شروع قسمت 4 دوران انتخابات ولی قبلش زیاد حال نکردم با نتیجه کنکور آخه اونی که میخوام نمیشه چون مجاز شدن همیشه هم خوب نیست.

صحنه چهارم

12خرداد ساعت 9:00

هانی:سلام به همه بچه های خوب و دربه داغون ستاد

یکی از بچه ها:چطوری هانی ؟

هانی:جات خالی خیلی خوبم!!!

یکی از بچه ها:هانی بچه ها میگن امشب هم یه همایش نقد بزاریم.

هانی:تنتون میخاره؟!

یکی از بچه ها:من از طرف بچه ها میگم.ما هممون آماده ایم که ولایتمداری کنیم نه احمدی نژادی.

هانی:بابا دیوونه اید شما .مخلصه این مرامتونم

12خردادساعت18:00

محمد:هانی سخنران امشب سهیل کریمی هست .دوباره شلوغ نشه؟

هانی:سهیل کریمی؟!

محمد:آره همونه.

هانی:مستندساز و زندانی زندان ابوغریب که تازه آزاد شد!

محمد:آره

12خردادساعت21:00

(بعد از صحبتهای سهیل کریمی نوبت به پرسش و پاسخ افراد منتقد رسید که بعد از بعد از صحبت کردن چند تن از افراد منتقد نوبت به سینا توکل رسید)

سیناتوکل رییس ستادرای اولی های های میرحیسن:مابه خرداد پرحادثه عادت داریم...دوستان من نمیخواماغتشاش و درگیری ایجاد کنم و...

(ناگهان برق قطع میشود وبچه ها متوجه میشوند که از ستاد محسن رضای و میرحسین به بچه های ما دارند حمله میکنند)

12خردادساعت 00:00 12 شب

هانی:آخ پام.بابا دارم از درد میمیرم

محمد(رییس ستاد پشت کنکوری های احمدی نژاد):سلام هانی چه خبر؟

هانی:هیچی بابا .فقط رگ پام پاره شد و مچم در رفت و یه کوچولو تاندوم پام کشیده شد آآآآآآآآآآآخ

هانی:اینجا چیکار میکنی؟

محمد :با چاقوافتادن دنبالم امن ترین جا برام همین جا بود

هانی:بقیه چطورن؟

محمدهمه دربه داغون یا بیمارستانن یا رفتند خونه

پایان صحنه چهارم

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 22:15  توسط محمدهانی | 
مازنده به آنیم که آرام نگیریم

دوباره سلام

ببخشید که دیر کردم آخه نبودم واسه یه برنامه ای رفته بودم نیشابور و مشهد حالا اومدم که قسمت بعدی رو براتون بنویسم راستی از این صحنه به بعد فقط چیز های مهم و مینویسم.

صحنه سوم این تازه شروع کتک خوردن من و بچه هامون بود

 

11خرداد ساعت 9:00

(آماده کردن یه برنامه بیطرف برای همه ستاد های انتخاباتی غیر از احمدی نژاد)

هانی:بچه ها،بیاین امروز یه کار توپ بکنیم

بچه های ستاد: ما که پاییم حالا برنامت چیه؟!

هانی:همایش منتقدین

بچه های ستاد:همایش منتقدین!!!!!!!!!؟؟؟

هانی :چیه مگه؟!

بچه های ستاد: دیوونه شدی یعنی خودمون بیایم خودمون و نقد کنیم؟!

هانی :مگه حرف ما غلطه؟

بچه های ستاد:نه حرفمون که غلط نیست ولی ...

هانی:آخه و ولی و اما نداریم چون به عقیدمون اعتماد داریم

(با نظر همه بچه ها تصویبش کردیم و قرار شد که دعوت نامه ها به همه ستاد های تبلیغاتی برده بشه اونم به هانی سپردند)

11خردادساعت 14:00

هانی:محسن،10 تا ستاد باید بریم

محسن:هانی اگه کتک و دعوا هست من نیستم .گفته باشم(خنده میکند)

هانی :تو اصلا غصه کتک و نخور خودم میام جلو میزنم!

محسن :یعنی اگه دعوا بشه میخوای بزنیشون

هانی :آره خودم دماغمو میزنم تو مشتشون خوبه؟

(شروع کار از ستاد های میرحسین بود)

هانی:سلام

عضو ستاد میرحسین: (یه نگاه به کارت ما میندازه) چی کار داری؟

هانی:علیک سلام،خوبی همشهری؟

 عضو ستاد میرحسین:سریع حرفتو بزن کار دارم(بااخم)

هانی:(شروع خوبی نبود) دعوت نامه دارم براتون.

عضو ستاد میرحسین:برای چی؟

هانی:یه برنامه داریم ، همایشن منتقدین دولت نهم

عضو ستاد میرحسین: (با خنده)حتما میایم

(همین جوری که میرفتیم چشامون خورد به تنها ستاد کروبی توی بابل)

هانی :این صدای چیه:

محسن:چی ؟

بابا سر شام به بچش بنازه پس

فردا تو سر حالی سر کلاس درس

هانی:اینو میگم!

محسن:یاسه ،رپ داره میخونه

هانی:ببین فکر کنم اشتباه اومدیم

محسن:چرا؟!

هانی :ببین ستاد کروبی (باخنده) رپ گذاشته ،فکر کن کروبی با این آهنگ رقص رپری بره!!

11خردادساعت 21:00

(جمعیت زیادب شرکت کردند فکر کنم یه 600 -700 نفری بشند)

(سخنران شروع سخنرانی کرده که رییس ستاد میرحسین (سینا توکل)میکروفون میگیریه و میگه)

رییس ستاد میرحسین (سینا توکل):ما به دوم خرداد پر حادثه عادت داریم .ببینید من نمیخوام اغتشاش ایجاد کنم

(صدای داد و بیداد فحاشی ازسمت ستاد محسن رضایی که کنار ما بود بلند شدو حمله کردند به سمت بچه های ستادمون)

هانی:بچه ها درگیر نشید،اینا همین و میخوان

یکی از اغتشاش گرا:دهنتو ببند (یه سری فحشم داد که نمیتونم بگم)

هانی :ببین داداش بخیال شید آخه چرا دعوا میکنید

(هانی بیچاره که داشت نصیحت میکرد به مشت یکی از همون برادرای اغتشاش گر برخورد کرد و به زمین افتاد اینم بگم هیچیش نشد فقط یه کم دست و صورتش در به داغون شد)

این تازه شروع کتک خوردن من و بچه هامون بود

پایان قسمت سوم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 16:53  توسط محمدهانی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
پیام مدیر وبلاگ
(محمدهانی)
سلام به همتون خوش آمد میگم
راستی
باعضو شدن تو خبرنامه به ما کمک کنید که بتونیم خبر بروز شدن وبلاگمون و راحت تر به اطلاع شما برسونیم
لطفا دل ما رو نشکونید

پیوندهای روزانه
همراه با آفتاب
گمشده
باران
خدا را بسيار ياد كنيد شايد رستگار شويد
برای تازه شدن دیر نیست
کمیل جون
اندیشه ها(محبوبه)
لیا
من خودمم
آرایشگر
حرفهای درگوشی دکتر
درعمق خاطراتم(زینب)
زمزمه های من(خانوم رویا)
وبلاگ تخصصي موبايل manix
حرفهای جوانی(مرتضی)
فدک رازنهفته زهرا(س)
رقص مرگ(هدیه..........)
عشق جاوید
بی خیال(پگاه)
غديرسبز
مهرآوه
ماه آسموني(آينازخانوم)
عکس های خودمونی (وبلاگ عکسام)
دبیرستان نمونه دولتی فرهنگ بابل(سبحان)
دل نوشته های من(آقارضاهمکلاسی)
کیان
بچه های هنرستان(بابل)
انجمن نمایش شهرستان بابل
پرستو های عاشق
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM